- دوری؛ مانند واکسن است... هم مبتلا میکند...هم مراقبت!
- در دوحالت جای تاسف نیست: چیزی از دست نداده باشی و چیزی نمانده باشد که از دست بدهی!
- حقیقت را بگو؛ اگرچه ضرر کنی... نه آنکه اگر نگفتی، ضرر کنی!
- همواره فقط "چیزهای خوب " قابل سوء استفاده اند...
- کمال، آفت علم است... و وصال، آفت عشق...
- برای تماشای آسمان... کافیست سرت را بالا بگیری!
- به تلخی داروست... قهر دوست...
- میگن به فلان راننده اطمینان نکن، چون یه بار چپ کرده... اما من بهش اطمینان می کنم؛ چون یه بار چپ کرده!
- پاک؛ چون خاک.... ناب؛ چون آب.... آزاد؛ چون باد.... سرکش؛ چون آتش... چهار عنصر عشق...
- گاه؛ هیچ ندارم؛ جز یاد تو... و همیشه همه چیز دارم؛ با یاد تو...
- تو و گل... هر دو چیدنی هستید... او از باغچه و تو... در طاقچه!
- به آنچه می ترسی فکر نکن... به این فکر کن که از چه میترسی!
- کسی که تلخی گذشته را فراموش نکند، شیرینی آینده را نمی چشد...
- بادبادک ها... و آرزوها... هرچه بزرگتر شوند؛ بالاتر و دورتر میروند...
- چه کنیم؟... که در آینده نگوییم چرا کردیم؟
- وقتی اولین نیازهایمان، به آخرین آرزوهایمان بدل میشوند؛ این وسط چیزی گم شده است!
- حد آزادی، مسئولیت است، نه اخلاق!
- تشیع، مذهب انقلاب کردن... و تسنن، مذهب حکومت کردن!
- ماموریت دین، قرنهاست خاتمه یافته... از مسولیت خرد، شانه خالی نکنیم.
- فاجعه همانست که ندانیم کدام است!
- بدبخت؛ کسی که امروز را با حسرت دیروز به پایان بَرَد... و فردا را به خیال جبران امروز، آغاز کند.
- تا همه شاکی هستیم، متهمی وجود نخواهد داشت...
- ویرانی حقیقی... به از نجات دروغین!
- جنگ قدرت؛ هرگز بهانه ای موجه تر از دفاع از حق خدا نداشته است.
- عشق... در نوجوانی گناه بود... در جوانی سر براه شد... و در پیری، سرپناه...
- آنکه در پی دریاست؛ به تابلوها نیاز ندارد... از وزش نسیم و صدای امواج، می یابدش...
- هر انتخاب؛ پاره سنگی است در دستان تو که باید جایی بگذاری... مراقب باش دور خودت دیوار نکشی...