پاره نوشته ها
تاريخ درج :۱۰ آبان ۱۳۸۸ دسته بندي : پاره نوشته

 

 

- دوری؛ مانند واکسن است... هم مبتلا میکند...هم مراقبت!

 

- در دوحالت جای تاسف نیست: چیزی از دست نداده باشی و چیزی نمانده باشد که از دست بدهی!

 

- حقیقت را بگو؛ اگرچه ضرر کنی... نه آنکه اگر نگفتی، ضرر کنی!

 

- همواره فقط "چیزهای خوب " قابل سوء استفاده اند...

 

- کمال، آفت علم است... و وصال، آفت عشق...

 

- برای تماشای آسمان... کافیست سرت را بالا بگیری!

 

- به تلخی داروست... قهر دوست...

 

- میگن به فلان راننده اطمینان نکن، چون یه بار چپ کرده... اما من بهش اطمینان می کنم؛ چون یه بار چپ کرده!

 

پاک؛ چون خاک.... ناب؛ چون آب.... آزاد؛ چون باد.... سرکش؛ چون آتش... چهار عنصر عشق...

 

- گاه؛ هیچ ندارم؛ جز یاد تو... و همیشه همه چیز دارم؛ با یاد تو...

 

- تو  و گل... هر دو چیدنی هستید... او از باغچه و تو... در طاقچه!

 

- به آنچه می ترسی فکر نکن... به این فکر کن که از چه میترسی!

 

- کسی که تلخی گذشته را فراموش نکند، شیرینی آینده را نمی چشد...

 

- بادبادک ها... و آرزوها... هرچه بزرگتر شوند؛ بالاتر و دورتر میروند...

 

- چه کنیم؟... که در آینده نگوییم چرا کردیم؟

 

- وقتی اولین نیازهایمان، به آخرین آرزوهایمان بدل میشوند؛ این وسط چیزی گم شده است!

 

-  حد آزادی، مسئولیت است، نه اخلاق!

 

- تشیع، مذهب انقلاب کردن... و تسنن، مذهب حکومت کردن!

 

- ماموریت دین، قرنهاست خاتمه یافته... از مسولیت خرد، شانه خالی نکنیم.

 

- فاجعه همانست که ندانیم کدام است!

 

- بدبخت؛ کسی که امروز را با حسرت دیروز به پایان بَرَد... و فردا را به خیال جبران امروز، آغاز کند.

 

- تا همه شاکی هستیم، متهمی وجود نخواهد داشت...

 

- ویرانی حقیقی... به از نجات دروغین!

 

- جنگ قدرت؛ هرگز بهانه ای موجه تر از دفاع از حق خدا نداشته است.

 

- عشق... در نوجوانی گناه بود... در جوانی سر براه شد... و در پیری، سرپناه...

 

- آنکه در پی دریاست؛ به تابلوها نیاز ندارد... از وزش نسیم و صدای امواج، می یابدش...

 

- هر انتخاب؛ پاره سنگی است در دستان تو که باید جایی بگذاری... مراقب باش دور خودت دیوار نکشی...

 

 

 

 

 

 



نظرات و يادداشت هاي خوانندگان





○ فیلم
○ کتاب
○ مقاله
○ شعر
○ تله تئاتر
○ داستان
◄ پاره نوشته
○ سایر